چند وقت دیگه انتخابات رئیس جمهوری در راه هستش و میزان شعور و درک مردم ما یه بار دیگه به معرض آزمایش گذاشته میشه. دوباره می خوایم کسی که میخواد 4 سال نماد شعور درک و سطح فکرمون باشه ... و همه دنیا ما رو با اون بشناسن...رو انتخاب کنیم.
یه سری از آدمها هستن که کلا راهحل رو در رای ندادن میدونن....طیف وسیعی از آدما با طرز فکر مختلف در این دسته قرار میگیرن... خود من هم یه 8 سالی میشه که اینجوری فکر میکردم...
ولی الان به این نتیجه رسیدم که این طرز فکرم اشتباه بوده... و رای ندادن هیچ مشکلی رو حل نمیکنه و زمینه ساز هیچ تغییری هم نیست...
به هر حال مملکت ما یک جامعه دینی هستش، که ارزشهای دینی برای بیشتر ما ایرانی ها محترم و مهم هستش... بزرگترین انقلابی که به رهبری دین شده رو ما انجام دادیم... پس معلوم میشه در وجود ما این کشش هست... خوب پس بهتره که تجربه حکومت مردمی دینی رو که داریم به بهترین نحوه پیادهسازیش بکنیم، کسی چه میدونه شاید الگوی حکومتی تو دنیا در سالهای آینده به این سمت بیاد...
نوع حکومت رو یه شبه نمیشه عوض کرد و به حالت ایدهال رسوند... پیاده سازی ایدهها از نوع خیلی هزینه بره... برای همین انقلاب چقد از سرمایههای این مملکت هزینه شده و داره میشه....باید سیستم موجود رو در جهت پاسخگویی به نیازهای امروز پیش برد...
نخستین گام در این راستا انتخاب آدهای با کیفیت در مجموعه قابل انتخاب فعلی هستش... این یعنی حرکت به سوی جلو... این نوع طرز تفکر یعنی همگرا شدن به اهداف نهای... حکومتی که مردم در عین دینداری به قانون احترام میزارن... همه در مقابل با قانون یکسانند... مردم سالاری دینی به معنای قابل قبول... دنیا و آخرت مردم جهنم نیست... یه چیزایی برای دلخوشی داریم...
(نقل قول:"اون از وضع کسب کار و مشکلات اقتصادی... اون از وضع سیاست... این از وضع اوضاع احوال جوونا.... درس دانشگاه هامون هم که در تعطیلن....دلمون به فوتبال خوش بود.... که اون هم داره این جوری میشه... آخه آدم دلش به چی خوش باشه تو این مملکت... ")
من همیشه به این موضوع خیلی فکر میکنم که چرا ما، مردم ایران، اون جایگاهی رو که تو دنیا باید داشته باشیم نداشتیم و نداریم...
آیا اصولا وضع ما توی اقتصاد، سیاست، ورزش، فرهنگ، هنر و خیلی چیزای دیگه همین جاست یا باید بهتر باشه؟؟ اگه همینه که هیچ... ولی اگه نیست چرا نیست...
از کل تاریخ ایران فقط به 500 سال هخامنشیان میتونیم افتخار کنیم... بقیش تقریبا یه جورایی دل آدم به درد مییاد وقتی صفحات تاریخ ورق میزنیم...
ما ایرانیها کل آدمای بد شانسی هستیم؟؟ در طول تاریخ بدشانسی آوردیم... حمله مغول... حمله اعراب.... یا همین انقلاب اخیر... و یا رئیس جمهور نهم... انگلیس و آمریکا هم که همیشه کارشکنی کردن در حق ملت ایران.... فقط هم در حق ما.....
شنیدم بعضیها میگن اگه هر کدوم از این اتفاقات نمیافتاد الان وضع ما خیلی بهتر بود... هر چه ما میکشیم از اسلام هستش... کلا اسلام هر جا رفته باعث عقب موندگی شده.... تو قسمتهایی از اسپانیا هم که اسلام رفته وضع به همین منوال... یا نه اینکه اگه اسلام به معنای واقعی اجرا بشه که شاهکاره... مگه پیشرفتهای مسلمانان صدر اسلام رو یادمون رفته.... کلیه علوم در اختیار دانشمندان مسلمان بود... البته ما میگیم ایرانی مسلمان... این انقلاب اسمش اسلامی بود... وگرنه این چیزی که الان داره تو ایران میگذره اسلام نیست.... این سیاست... که از دین مردم استفاده میشه در راستای امورات دیگه... یا نه کلا حرکت انقلاب رو به جلو هستش... ولی این دولت آخر اشتباهی در رفت... ما کلا وضعمون خوب تا قبل از دولت نهم... هنوز قیمتا با اروپا و آمریکا برابری نمیکرد... تیمهای ورزشی مون هم بد نتیجه نمیگرفتن... فوتبال مون هم کثیف نبود.... همیشه در کورس بودیم حداقل....
شایدم چون منابع طبیعی مون زیاده تنبل بار اومدیم... کاش اصلا نفت نداشتیم...گازی در پس اون نبود... اونوقت باید کار میکردیم... یه چیزی تولید میکردیم... یا جذب توریست میکردیم.... مالیات درست حسابی از مردم میگرفتیم بالاخره یه جوری باید شکم خودمون سیر میکردیم... اینه که یه کاری میکردیم....یه چیزیمثل ژاپن.... یا ترکیه میشدیم...
یا اینکه واقعا ما به لحاظ ژنیتکی آدمهای ضعیفتری هستیم نسبت به کشورهای دیگه... مثلا میزان متوسط هوش، استعداد و حتی قدرت فیزکی ما کمتر از کشورهای اروپایی هستش... واسه همینه اونا از ما جلو ترن... آمریکا و استرالیا هم یه جورایی اروپایی هستن دیگه.... البته اروپا غربی رو میگم...این وسط کره و ژاپن هم به علت عدم داشتن منابع و در نتیجه اون سخت کوشی به اینجا رسیدن.....
و یا اینکه ما به لحاظ جبر جغرافیایی به این سرنوشت دچار شدیم... همسایگان ما تعطیل بودن... به ما هم سرایت کرده.... مثل کشورهای اروپایی رقابت نکردیم با همدیگه...وقتی رقابتی نباشه... آدم تنبل میشه... ما همیشه با همه دوست و برادر بودیم... گاهی وقتها کاسه داغتر از آش شدیم حتی... ما تعریفمون از منافع ملی فرق میکنه.... واسه همین جا موندیم.... چون میدونید که شرایط فیزیکی و محیطی بعد از چند نسل به ژنتیک تبدیل میشه و جزئی از خواص مادرزادی افراد میشه... ما نسل به نسل تنبل تر مهربون تر و مهمان نواز تر شدیم... اونا باهوش تر، قویتر و سخت کوشتر .... اینه که الان اونا وضعشون اونه و ما این....
ولی من فکر می کنم که خیلی هم پیچیده نیست که این بعضیها میگن...
اگه ما اینجا هستیم قطعا به خاطر طرز عمل گذشتهگان و ما امروزیها هستش... بیایم ساده ترین حالت رو در نظر بگیریم... در همین انتخابات آینده اگه واقعا مردم با فکر عمل کنن و از این داشته ها بهترین انتخاب کنه... ببینید چه اتفاقات بزرگی میافته... رئیس جمهور قویتر یعنی کابینه قوی تر... یعنی استاندار، فرماندار و ... قویتر.... یعنی حرکت رو به جلو... اگر چه در اوایل آهسته... ولی اگه همین طرز فکر ادامه پیدا کنه... فکر کنید چه چیزهای ممکن وارد ژنتیک ما میشه...
دوره به دوره دامنه انتخاباتی مردم وسیعتر و قوی تر میشه... و در نهایت واقعا به جایی میرسیم که بین بهترین ها بهترین رو انتخاب می کنیم نه بین بد و بدتر... بد رو انتخاب کنیم... که جالبه معمولا بدتر انتخاب میشه... اگه حرکت در جهت عکس باشه.... ولی اگر در این جهت حرکت کنیم در آیندهای که شاید دور نباشه... خیلی از چیزهای که الان شبیه رویا میمونه به حقیقت میپیونده...
خلاصه... اگه ایران بودم... می رفتم تبلیغ برای اون کسی که الان فکر میکنم ار بقیه مناسب تره... رای دادن که دیگه جای خودش داره... چرا که اگه قراره هر کسی کار خودش به بهترین نحو انجام بده... به تلافی گذشته هم که شده این کارو باید میکردم...
خدایا خودت یه کمکی کن که روز به روز از جهل ما ایرانیها کمتر بشه، که هیچ دردی بدتر از جهل نیست....
آمین....